ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

109

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بهمراه ببرد و بخوزستان رفت و به تستر رسيد تا از آنجا از پادشاه ابى كاليجار و پادشاه جلال الدوله كمك گرفته و به بلاد خود ( اصفهان ) بازگردد و آنجا را پس بگيرد . علاء الدوله مدتى نزد ابى كاليجار بماند . ابى كاليجار پس از هزيمتى كه از جلال الدوله يافت . ضعيف شده بود ، با وجود اين به علاء الدوله نويد ميداد كه هر گاه با جلال - الدوله آشتى كند . وى را يارى مينمايد و سپاهى با او همراه خواهد كرد . در آن احوال خبر درگذشت يمين الدوله محمود و عزيمت مسعود به خراسان بعلاء الدوله رسيد ، و او چنان كه بخواست خداى بزرگ ياد خواهيم كرد . به بلاد خود ( اصفهان ) بازگشت . بيان جهاد مسلمانان در هند در اين سال احمد بن ينالتكين . نماينده از جانب محمود بن سبكتكين ، بجهاد ( غزا ) به هند رفت . شهرى از بزرگترين شهر هندوان كه نرسى ناميده ميشد ، هدف او بود . احمد يكصد هزار سوار رزمجو و پياده بهمراه داشت ، و بر آن بلاد تاخت آورد و در آن تاخت تاز كشتار بسيار شد ، و اسيران گرفتند . و غارت و خراب كرده و زنان به اسارت در آمدند ، و همين كه بدان شهر رسيدند ، مسلمانان از يك سمت آن وارد شهر شدند و يك روز تمام از پگاه تا شامگاه مشغول غارت همان بخش از شهر بودند ، و فراغ پيدا نكردند كه بازار عطاران و گوهرفروشان را تاراج كنند ، چه رسد ببقيه شهر و مردم بقيهء شهر آگاه از آن پيش آمد نشدند زيرا كه طول منزلى از منازل هندوان ، بمانند پهناى آن بود ، همين كه شب فرا رسيد هيچيك از سپاهيان جرئت خوابيدن ، بسبب كثرت نفوس شهر نكرد و احمد از اردوگاه بخاطر ايمن بودن بر جان و سپاه خويش از شهر بيرون رفت . اموال غارت شده آنقدر افزون بود كه سيم و زرد را به پيمانه ميان خود پخش كردند و پيش از اينها سپاهى از مسلمانان به اين شهر نرسيده بود و بعدا هم نرسيد و همين كه احمد خواست دوباره بدان شهر برگردد . اهالى از ورود مجدد او جلوگيرى كردند .